ای که زدی زیرآبمو به جای من مدیر شدی 
 
نیروی تحت امر من! موش بودی حالا شیر شدی 
 
  
بزدل پاچه خار من!چی شد یهو دلیر شدی؟ 
 
بگم چه‌جور مدیر شدی‌ای بی‌سواد بی‌جنم؟! 
 
  
همه می‌گن: بگو بگو! چی کار کنم؟بگم؟بگم؟ 
 
  
می‌خوای منو افشا کنی؟نامه بدی علیه من؟! 
 
لب وا کنم لبوت کنم؟دشمن خونی‌وطن! 
 
 
از فامیلای طاغوتیت شروع کنم عجالتا؟ 
 
بگم عموت همسایه بود با «اسدالله علم»؟ 
  
 
همه می‌گن: بگو بگو! چی کار کنم؟بگم؟بگم؟ 
 
 
قصه عقدت رو بگم یا قصه جداییتو؟ 
 
دربیارم رو بکنم تخلفات داییتو؟ 
  
افشا کنم تجدیدای سوم ابتداییتو؟ 
 
دکتر قلابی! حالا،به جای بنده دادی لم! 
 
  
همه می‌گن: بگو بگو! چی کار کنم؟بگم؟بگم؟ 
  
 
«اول آشناییمون یادم میاد، یادم میاد! 
 
گفتی به من دوسم داری خیلی زیاد،خیلی زیاد!» 
 
  
اما حالا صب تا غروب می‌کنی از من انتقاد 
 
بگم کیا علیه من دادن به دست تو قلم؟